سيد محمد دامادى

496

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

« جمع إسقاط تفرقه است ، و فناى رسوم ، و ازالهء مسمّى كه صاحب آن حق را جز به حق نجويد و نيابد و جز او نه بيند . و قطع اشاره است ، و تنى است از آب و گل از جهت شهود عينى او در عين حق ، و علّو درجتش از رسوم خلق ، و غرض از آب و گل مخلوقيّت است بعد از صحّت تمكين و براءتش از تلوين و رهايىاش از شهود ثنويّت ، و تنافى از احساس اعتلال . و آن را سه درجت است : جمع علم ، پس جمع وجود ، سپس جمع عين . جمع علم تلاشى علوم شواهد است صرفا در علم لدنّى . امّا جمع وجود ، تلاشى نهايت اتّصال است محققّا در عين وجود . و جمع العين ، تلاشى هر چيزيست كه بدان حمل اشاره شود محققا در ذات حق . جمع نهايت مقامات سالكين است و آن طرفيست از بحر توحيد . [ شرح منازل السائرين از ص 262 ببعد ] « ميدان پنجاه و نهم جمع است . از ميدان غيرت ميدان جمع زايد . جمع از پراكندگى سه چيز برستن است : برستن دلست ، و نيّت و وقت . ناپراكندگى دل را سه نشان است . نابستن افزونى و وحشت از خلق ، و ملالت از زندگى . و نشان ناپراكندگى نيّت سه چيزست : شيرينى خدمت ، و آزمندى علم ، و موافق افتادن قصد . و نشان پراكندگى در وقت سه چيز است : حلاوت مناجات ، و تولّد حكمت ، و صحّت فراست . [ صد ميدان ص 127 ] - بدان كه جمع در نزد طايفه‌يى اشارتى است به كسى كه اشاره كند به حق بدون خلق . أبو على دقّاق گفت : جمع آنست كه ترا از تو بر بايد . طايفهء ديگر گفته‌اند جمع عبارت از شهود فعل حق است به تو . و نيز گفته‌اند جمع مشاهدهء معرفت است و حجّت آن « إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » است ، و برخى گفته‌اند : جمع اثبات خلق است قايما بالحق . و نيز گفته‌اند : جمع اثبات خلق است قايما بالحق . و نيز گفته‌اند : جمع شهود اغيارست